قادر حيدرى فسايى

84

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

دسته دوم : رواياتى كه از فاقد جزء يا شرط ، ماهيت صلوة را ( مثلا ) نفى كرده است . مثل « لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب » و « لا صلوة الّا بطهور » و امثال ذلك . كيفيت استدلال : در اين روايات از فاقد جزء يا شرط ، ماهيت صلوة نفى شده است . اگر ماهيت صلوة اعمّ از صلوة صحيحه و فاسده مىبود ، نفى ماهيت معنا نداشت ولى اگر ماهيت صلوة خصوص صلوة صحيحه مىبود ، نفى ماهيت معنا داشت ، معلوم مىشود كه ماهيت صلوة ، صلوة صحيحه است . اشكال : در دسته اول مراد از صلوة ، خصوص صلوة صحيحه است نه ماهيت صلوة و دسته دوم هم در نفى صحت استعمال شده است نه نفى ماهيت . نتيجه اينكه استدلال به اين دو دسته تمام نيست . جواب : اراده صلوة صحيحه از صلوة ( مثلا ) در دسته اول و اراده نفى صحت در دسته دوم خلاف ظاهر است و خلاف ظاهر محتاج به قرينه است و قرينه منتفى مىباشد . نكته : « 1 » در كليه موارد ، لاء نفى جنس در نفى ماهيت و طبيعت به كار مىرود . ولى نفى ماهيت دو صورت دارد : الف ) گاهى نفى ماهيت به‌صورت حقيقت است . مثل لا رجل فى الدار و مثل لا صلوة الّا بطهور ( بنابر قول صحيحى ) . ب ) گاهى نفى ماهيت به‌صورت ادعاء است . مثل لا صلوة لجار المسجد الّا فى المسجد ( نماز موجود بمنزله معدوم قرار گرفته و نفى ماهيت شده است . دليل اين تنزيل اين است كه روايت در مقام مبالغه است و مبالغه با نفى ماهيت تناسب دارد ) . دليل چهارم : سيره عقلاء . سيره عقلاء از دو مقدمه قطعيّه تشكيل شده است . « 2 » مقدمه اول : سيره عملى عقلاء اين است كه زمانىكه مركبى را اختراع مىكنند لفظ

--> ( 1 ) - اين نكته با عبارت بل و استعمال هذا التركيب . . . بيان شده است . ( 2 ) - مطارح الانظار ، ص 11 .